|
جهان فوتبال درباره وبلاگ مطالب اخیر آرشیو وبلاگ نویسندگان یکشنبه 2 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد
اینتر میلان یکی از مطرحترین باشگاههای جهان است که تا سال گذشته قهرمان بلامنازع کشور ایتالیا محسوب میشد. اینتر را در دنیای فوتبال با لقب پاتزا اینتر (به معنای اینتر دیوانه) میشناسند. دلیل این لقب نتایج عجیب و غریب و شگفت آوریست که اینتر بدست میآورد. این باشگاه در میان طرفداران تیفوسی فوتبال در ایتالیا و جهان از محبوبیت جالب توجهی برخوردار است. این تیم تا امروز تنها باشگاه کشور ایتالیاست که تا کنون به دسته پائین تر سقوط نکرده و در تمامی ادوار سری آ حاضر بوده است. تاریخچهچگونگی تاسیس باشگاهسال ۱۸۹۹ در شهر میلان باشگاه کریکت و فوتبال میلان تاسیس شد. این تیم تا سال ۱۹۰۸ توانست سه بار قهرمانی ایتالیا را جشن بگیرد. در این سال، بین سران اصلی باشگاه بر سر استفاده از بازیکنان خارجی اختلاف افتاد تا اینکه طی یک جلسه رسمی، گروهی که اعتقاد به استفاده از بازیکنان خارجی داشتند از این باشگاه جدا شده و نام اینترنازیوناله (به معنای بینالمللی) را برای باشگاه خود انتخاب کردند. سیاست اصلی باشگاه از همان ابتدا مبارزه با نژاد پرستی بود. تیم اینتر نازیوناله برای قهرمانی در لیگ ایتالیا تنها ۲ سال صبر کرد و در سال ۱۹۱۰ اولین قهرمانی این باشگاه به ثبت رسید. روزهای پر فراز و نشیب اینترسالهای آغازین برای اینتر بسیار موفق بود. تیم دیگر شهر میلان (آث میلان)، پس از جدایی اینتریها افت وحشتناکی کرد و بیش از ۴۰ سال در حسرت قهرمانی ایتالیا بود تا اینتر چند دهه بدون مزاحمت تیم اول شهر میلان باشد. اما اینتر نیز پس از کسب قهرمانی دوم در سال ۱۹۲۰ دچار افت شد و تا اواخر دهه بیست از کورس قهرمانی دور بود. ظهور جوزپه مه آتزاسال ۱۹۲۷ ستارهای به نام جوزپه مه آتزا در اینتر متولد شد. اینتر با اتکا به این فوق ستاره خود دوباره به اوج بازگشت و توانست بار دیگر قهرمانی ایتالیا را از آن خود کند. وی توانست در اولین دوره برگزاری لیگ کشور ایتالیا با نام سری آ، قهرمانی را به اینتر هدیه کند و خود نیز با زدن ۳۱ گل آقای گل اولین دوره برگزاری سری آ شود. مه آتزا بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۶ توانست ۴ بار آقای گل کشور ایتالیا شود. همچنین در دو جام جهانی ۱۹۳۴ ایتالیا و ۱۹۳۸ فرانسه، جوزپه مه آتزا قهرمانی جهان را برای کشورش ایتالیا به ارمغان آورد. این بازیکن بزرگ در سالهای آخر بازیگری خود از اینتر جدا شد و بازی در چند تیم دیگر ایتالیا را نیز تجربه کرد ولی در سال آخر دوران بازی خود به اینتر بازگشت تا با پیراهن این تیم از دنیای فوتبال خداحافظی کند. جوزپه مه آتزا در ۴۰۸ بازی ۲۸۸ گل برای اینتر به ثمر رساند که رکوردی دست نیافتنی برای او محسوب میشود. وی در مقاطع مختلفی سرمربیگری اینتر را نیز بر عهده گرفت و در سال ۱۹۷۹ پس از مرگ وی، شهرداری میلان نام بزرگترین ورزشگاه کشور ایتالیا را از سن سیرو به جوزپه مه آتزا تغییر داد. دهه چهل و آغاز دهه پنجاهاینتر بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ همیشه یکی از مدعیان قهرمانی سری آ بود اما همیشه در رتبههای دوم و سوم قرار میگرفت و نمیتوانست قهرمانی ایتالیا را از آن خود کند. تا اینکه در سال ۱۹۵۲ آلفردو فونی به عنوان سرمربی اینتر برگزیده شد و با متحول کردن تیم توانست دوباره اینتر را به قدرت اول ایتالیا تبدیل کند. او در همان دو سال اول حضور خود دو بار اینتر را صاحب اسکودتو کرد و نتایج جالبی را با اینتر رقم زد. اینتر در مقابل تمامی بزرگان ایتالیا با تعداد گلهای فراوان پیروز میشد که از بین آنها میتوان به پیروزی ۶-۰ مقابل یوونتوس اشاره کرد. دوران نسبتا کوتاه فونی با موفقیتهای چشمگیری برای اینتر همراه بود. دوران طلاییدر سال ۱۹۵۵، آنجلو موراتی که از مردان سرشناس ایتالیا بود اینتر را خریداری کرد و ریاست این تیم را بر عهده گرفت. حضور موراتی در اینتر با پایان دوران آلفردو فونی همراه بود. موراتی در ابتدای حضور خود چند مربی عوض کرد تا سرانجام تصمیم گرفت هدایت باشگاه را به یک نابغه و تئوریسین آرژانتینی به نام هلنتینو هرارا بسپارد. هرارا در سال ۱۹۶۰ اینتر را تحویل گرفت و شروع به ساختن تیمی جوان و منسجم کرد. تیم او سال اول در رتبه سوم ایتالیا ایستاد، سال دوم نایب قهرمان شد و در سال سوم اسکودتو رو بدست آورد تا نشان دهد تفکراتش در حال به بار نشستن هستند. پس از اولین قهرمانی در سری آ، اینتر سال بعد جام باشگاههای اروپا را به دست آورد. فصل بعد هم هرارا برترین سال تاریخ اینتر را رقم زد و تمامی جامهای ممکن را به ارمغان آورد. در آن سال اینتر قهرمان اسکودتو، جام باشگاههای اروپا و جام بین قارهای شد. در سال ۱۹۶۶ نیز هرارا دهمین اسکودتوی اینتر را برای این باشگاه به ارمغان آورد. در کشور ایتالیا هر تیمی ۱۰ بار قهرمان این کشور شود یک ستاره روی پیراهن خود درج میکند. اینتر در سالهای طلایی خود با بازیکنانی نظیر فاکتی، ماتزولا، سوارز و کورسو از بام ایتالیا و اروپا پایین نیامد و دهه شصت میلادی را به عنوان دهه اینتر رقم زد. اینتر در آن سالها ۳ اسکودتو و ۴ جام بینالمللی را بدست آورد و همان زمان بود که به اینتر هرارا لقب اینتر بزرگ (Grande Inter) داده شد. لقبی واقعا برازنده این باشگاه و بازیکنان افسانهای آن بود. دوران طلایی هرارا دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۸ با جدایی آنجلو موراتی پایان پذیرفت. پاتزا اینترسال ۱۹۷۰ اینتر به نایب قهرمانی ایتالیا دست یافت و نقشههای زیادی برای فتح جام در فصل آینده کشید، ولی فصل ۱۹۷۰-۱۹۷۱ برای اینتر وحشتناک آغاز شد. شکستهای پیاپی ابتدای فصل و بازیهای کابوس وار اینتر باعث شد تمامی هوادارن این تیم از قهرمانی نا امید شده و نگران سقوط به دسته پائین تر باشند. اما ورق برگشت و اینتر بردهای خود را آغاز کرد. پیروزیهای پیاپی تیم انتهای جدولی ابتدای فصل را تبدیل به قدرت اول ایتالیا کرد. در پایان فصل، اینتر قهرمان لیگ شد تا نشان دهد به چه دلیل لقب اینتر دیوانه را یدک می کشد. پس از آن سال بار دیگر اینتر دوران بسیار پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت، تا اینکه جیووانی تراپاتونی به عنوان سرمربی اینتر انتخاب شد. تراپاتونی با داشتن بازیکنانی بی نظیری همچون لوتار ماتئوس، جوزپه برگومی، آندریاس بره مه، والتر زنگا و نیکولا برتی توانست برترین قهرمانی تاریخ سری آ را با ۵۸ امتیاز(در آن دوران هر برد ۲ امتیازی داشت) رقم بزند و سیزدهمین اسکودتو را نصیب اینتر کند. یک سال بعد تیم ملی آلمان به لطف بازیکنان اینتری خود یعنی لوتار ماتئوس، یورگن کلینزمن و آندریاس بره مه توانست یاران مارادونا را فینال جام جهانی شکست دهد و قهرمان جهان شود. در آن بازیها لوتار ماتئوس کاپیتان و مؤثرترین بازیکن تیم ملی آلمان در جام جهانی بود. همان سال فیفا تصمیم گرفت هر ساله بهترین بازیکن جهان راانتخاب کند. لوتار ماتئوس از اینتر اولین کسی بود که جایزه بهترین بازیکن سال جهان را از آن خود کرد. سالهای سیاه اینتراسکودتوی سیزدهم برای اینتر بسیار نحس بود. پس از آن قهرمانی اینتر تا سالیان زیادی نتوانست قهرمانی ایتالیا را بدست آورد. نفوذ سیاست و مسائل پشت پرده چهره ی فوتبال ایتالیا را بسیار زشت کرده بود، تا جایی که نتایج بسیاری از بازیها پیش از شروع مسابقه تعیین میشد. بدترین دوران اینتر طی این سالها رقم خورد و اینتر در سال ۱۹۹۳-۱۹۹۴ با کسب عنوان سیزدهم در سری آ، بدترین رتبه ی تاریخ خود را بدست آورد و فقط ۱ امتیاز تا سقوط به دسته پایین تر فاصله داشت. البته اینتر در دهه ۹۰ سه بار جام یوفا را بدست آورد، ولی کسب این جام نمیتوانست طرفداران مشتاق اینتر را راضی نگه دارد. ماسیمو موراتی، فرزند پر افتخارترین رئیس تاریخ اینتر باشگاه را خریداری کرد و سعی نمود با جمع کردن انبوهی از ستارگان دنیای فوتبال نظیر رونالدو، ویری، باجو، زامورانو، باتیستوتا، تولدو، بلان، کاناوارو و ... اینتر را به دوران با شکوه خود بازگرداند. اما اشتباهات داوری فضای مسمومی را در کشور ایتالیا به وجود آورده بود. جالبترین داوری ایتالیا در سال ۱۹۹۸ و در مصاف اینتر و یوونتوس رخ داد که داور مسابقه با تصمیماتی عجیب پیروزی را به یوونتوس هدیه کرد. این اشتباهات در دیگر بازیهای نیز تکرار شد تا تیم رویایی اینتر در آن فصل با وجود قهرمانی در جام یوفا نتواند بر بام ایتالیا بایستد. هر ساله این اتفاقات تکرار میشد و در سال ۲۰۰۲ نیز همین مسائل مانع قهرمانی اینتر در سری آ شد. این شرایط تا سال ۲۰۰۶ ادامه یافت. افتخاراتایتالیا
بینالمللی
بین قارهایجام کنفدراسیونها (جام باشگاههای جهان):
نوع مطلب : معرفی تیم های باشگاهی اروپا، برچسب ها : سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : محمد
دیدار تیمهای دانشگاه آریزونا و دانشگاه برکلی در سال ۲۰۰۸. برخوردهای تنبهتن و هماهنگی تیمی اهمیت زیادی در این ورزش میدارد. در تصویر، بازیکنان سیاهپوش با برخوردهای تنبهتن سد راه سفیدپوشان میشوند تا یار صاحبتوپشان در فراغت بیشتر عمل کند. فوتبال آمریکایی نوعی ورزش است. این ورزش در ایالات متحده آمریکا بسیار رایج است. مهمترین مسابقه این ورزش واقعه سوپربول متعلق به لیگ ان اف ال است. اما کشورهای کانادا، آلمان، ایتالیا، سوئیس، فنلاند، سوئد، ژاپن، مکزیک، اسرائیل، اسپانیا، و اتریش نیز لیگهای ملی فوتبال آمریکایی دارند. فوتبال آمریکایی در ایران نیز طرفدارانی دارد.[۱] فوتبال آمریکایی در آمریکا و کانادا با نام «فوتبال» شناخته میشود (و بازی مرسوم فوتبال در عوض با نام soccer رواج دارد). مقرراتتوپتوپهایی که در مسابقات رسمی فوتبال آمریکایی استفاده میشوند، بایستی این شرایط را دارا باشند:
پستهامسابقاتنوع مطلب : تاریخچه، برچسب ها : یکشنبه 18 دی 1390 :: نویسنده : محمد
تیم ملی فوتبال ایران یک تیم فوتبال بینالمللی است که به نمایندگی از ایران به میدان میرود. این تیم زیر نظر فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. تیم ایران یکی از قدرتمندترین تیمهای آسیایی به شمار میرود که تاکنون سه بار قهرمان جام ملتهای آسیا در سالهای ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ شدهاست و نیز طی سالهای ۱۹۷۸، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ موفق شدهاست ۳ بار در جام جهانی حضور یابد. بهترین گل زن تاریخ فوتبال ایران علی دایی با ۱۰۹ گل زده آقای گل فوتبال ملی جهان میباشد. فدراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال ناصر حجازی رابه عنوان دومین دروازهبان برتر قرن بیستم قاره آسیا معرفی کردهاست.[۴] تا کنون در سالهای ۱۹۹۶، ۱۹۹۹، ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ چهار بازیکن ایرانی موفق به کسب جایزه بهترین بازیکن سال آسیا شدهاند.خداداد عزیزی، علی دایی، مهدی مهدویکیا و علی کریمی چهار بازیکنی هستند که بهترین بازیکن آسیا شدهاند. سرمربی تیم ملی ایران در حال حاضر کارلوس کیروش میباشد. در آخرین رده بندی فیفا تیم ملی ایران در رتبه ۴۲ جهان و چهارمین تیم برتر آسیا است.
سالهای نخستنخستین بازی رسمی تیم ملی فوتبال ایران به تاریخ ۴ شهریور سال ۱۳۲۰ خورشیدی برمیگردد. در این تاریخ ایران برابر تیم افغانستان به میدان رفت.[۵] این بازی که خارج از خانه و در کشور افغانستان برگزار شد ۰ - ۰ مساوی به پایان رسید. در دو دهه بعد اتفاق خاصی در فوتبال ایران رخ نداد، اما در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی ایران توانست به عنوان یکی از قدرتمندترین تیمهای آسیایی جایگاه ثابتی برای خود دست و پا کند. طی آن سالها ایران موفق شد سه بار پیاپی در ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ به مقام قهرمانی دست یابد. ایران هرگز نتوانست بار دیگر به چنین عنوانی دست یابد[۶] اما موفق شد چهار بار به مقام سوم این مسابقات برسد. تیم ملی همچنین چهار بار مقام قهرمانی بازیهای آسیایی را طی سالهای ۱۹۷۴، ۱۹۹۰، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ به دست آوردهاست.
ناصر حجازی یکی از بهترین دروازهبانان تاریخ ایران حضور در تورنمنتها
جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین
در نوامبر ۱۹۹۷ میلادی، ایران در شرایطی دشوار برای حضور در جام جهانی ۱۹۹۸ به دیدار استرالیا رفت. هر دو بازی با نتیجه تساوی پایان گرفت، اما ایران به لطف قانون گلزده در خانهٔ حریف توانست به جام جهانی راه یابد. بازی برگشت ایران در مقابل استرالیا تا دقایق پایانی ۲ - ۰ به سود میزبان بود اما دو گل کریم باقری و خداداد عزیزی نتیجه را به نفع ایران رقم زد. هواداران فوتبال در ایران از آن بازی با عنوان حماسه ملبورن یاد میکنند.در این تورنمنت ایران به همراه آلمان، یوگسلاوی و آمریکا در یک گروه قرار گرفت. ایران در بازی اول در مقابل یوگسلاوی با نتیجه ۱ - ۰ نتیجه را واگذار کرد. ایران در این بازی نمایش خوبی ارائه کرد و یوگسلاوی تنها از روی ضربه آزاد میهائیلوویچ که درون دروازه نکیسا دروازهبان دوم ایران جای داد، توانست برتری را از آن خود کند. ایران توانست نخستین پیروزی خود در مسابقات جام جهانی را برابر آمریکا به دست آورد. این بازی که به دلیل مواضع سیاسی و خصومت دو کشور شرایطی ویژه داشت با نتیجه ۲ - ۱ به سود ایران خاتمه یافت. گلهای ایران را استیلی و مهدویکیا به ثمر رساندند.گلی که استیلی با ضربه سر درون دروازه آمریکا قرار داد بعدها گل قرن نامیده شد. بازی ایران و آلمان در شهر مونپلیه برگزار شد و با نتیجه ۲ - ۰ به سود آلمان خاتمه یافت. گلهای آلمان را بیرهوف در دقیقه ۵۰ و کلینزمن در دقیقه ۵۸ به ثمر رساندند. جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن با توجه به میزبانی کره و ژاپن و با توجه به حضور میزبانان جام جهانی بدون حضور در دور مقدماتی تنها ۵/۲ سهمیه دیگر برای قاره آسیا برای حضور در جام جهانی باقی ماند. تیمها در دور دوم مرحله مقدماتی در دو گروه ۴ تیمی به مصاف یکدیگر رفتند که دو تیم اول مستقیما به جام جهانی صعود میکردند و تیمهای دوم دو گروه با یکدیگر در دو بازی رفت و برگشت بازی کرده و برنده ان دو دیدار باید با تیم پانزدهم قاره اروپا دو دیدار رفت و برگشت را برگزار میکرد تا چهره تیم دیگر صعود کننده مشخص گردد. تیم ایران در دور دوم مرخله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن در حالی که در بازی آخر میتوانست با پیروزی برابر بحرین مستقیما به جام جهانی صعود کند، ۳ بر ۱ مغلوب این تیم شد و نتوانست به طور مستقیم به این بازیها صعود کند و به بازی پلیآف رفت. در این مرحله ایران به سرمربیگری میروسلاو بلاژویچ با تیم دوم گروه دیگر یعنی امارات به مسابقه پرداخت. و ایران این تیم را در تهران در حضور ۵۰۰۰۰ نفر با نتیجه ۱ - ۰ شکست داد. گل ایران را کریم باقری به ثمر رساند[۱۹]. در دور برگشت نیز ایران بازی را با نتیجه ۳ - ۰ برنده شد. این بازی در حضور ۲۰۰۰۰ تماشاگر اماراتی در ورزشگاه آلنهیان برگزار شد و گلهای ایران را علی دایی، کریم باقری و مهرداد میناوند به ثمر رساندند.[۲۰] جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان ایران با مربیگری برانکو ایوانکوویچ توانست به راحتی به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان صعود کند و هنوز یک بازی به پایان رقابتهای مقدماتی مانده بود که ایران به این جام جهانی راه یافت. این سومین حضورزشگاه نوشتار اصلی: ورزشگاه آزادی تهران
نمایی از ورزشگاه بزرگ آزادی تهران ایران بازیهای خانگی خود را در ورزشگاه غولپیکر آزادی برگزار میکند. اگر چه آزادی را استادیوم صد هزار نفری مینامند، گنجایش آن ۹۰۰۰۰ نفر است. تیم ملی ایران چند بازی را نیز در شهر تبریز و در ورزشگاههای تختی و یادگار امام برگزار کردهاست، که از جمله میتوان به رقابتهای دور نخست مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ و تورنمنت چهار جانبه الجی در سال ۲۰۰۲ اشاره کرد. نکته شایان یادآوری این است که پرگلترین بازی تیم ملی ایران که در برابر گوام و با نتیجه ۰-۱۹ به پایان رسید، در ورزشگاه تختی تبریز انجام شدهاست. نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 16 دی 1390 :: نویسنده : محمد
زندگی و افتخاراتبکنباور در ۱۱ سپتامبر ۱۹۴۵ در مونیخ متولد شد. او سال ۱۹۵۴ هنگامی که تنها نُه سال داشت، زندگی حرفهای خود را در باشگاه اس سی مونیخ، آغاز کرد. او سال ۱۹۵۸ به تیم بایرنمونیخ رفت که در آن زمان دومین باشگاه بزرگ شهر مونیخ بود. بکنباور اولین بازی خود برای تیم ملی آلمان را ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۵ انجام داد و اولین بازیاش در جام جهانی سال ۱۹۶۶ بود. برای اولین بار در زمان او، باشگاه بایرنمونیخ سال ۱۹۶۶ موفق شد جام باشگاههای برتر آلمان را صاحب شود. این باشگاه در سال آیندهاش، یعنی سال ۱۹۶۷ نیز موفق به کسب همین عنوان شد و از این گذشته، در همین سال جام باشگاههای برتر اروپا را نیز حتی به دست آورد. بکنباور سال ۱۹۷۱، کاپیتان تیم ملی کشورش، یعنی آلمان غربی شد. سال ۱۹۷۲، آلمان غربی توانست برنده جام ملتهای اروپا شود و سال ۱۹۷۴، بکنباور توانست برای وطنش نیز جام جهانی را به ارمغان بیاورد. بکنباور سال ۱۹۷۷، بایرن مونیخ و همچنین تیم ملی را ترک کرد و به بازی در باشگاه نیویورک کوسموس در جام قهرمانی آمریکای شمالی پرداخت. او بین سالهای ۱۹۸۰-۱۹۸۲ نیز در هامبورگر اس فا بازی میکرد. او بین سالهای ۱۹۸۴-۱۹۹۰، سرمربی تیم ملی آلمان شد. و سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۶، همین سمت را در باشگاه بایرنمونیخ به دست آورد. از این گذشته، فرانس بکنباور تدارکدهنده و همچنین تهیهکننده اساسیِ بازیها در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ به شمار میآید. موسسه خیریهای نیز به نام او و از طرف خودش، به منظور کمک به معلولین و سایر محتاجان دیگر تأسیس شده است. افتخارهاشخصی
باشگاهی
قهرمان در سالهای:۱۹۶۸،۱۹۷۱،۱۹۷۲،۱۹۷۳،۱۹۷۴
قهرمان در سالهای:۱۹۷۳،۱۹۷۴،۱۹۷۵،۱۹۷۶
قهرمان در سالهای:۱۹۷۴،۱۹۷۵،۱۹۷۶
تیم ملی فوتبال آلمان
به عنوان سرمربی
نوع مطلب : اسطوره های فوتبال، برچسب ها : یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : محمد
آلفردو دی استفانو، زاده ۴ جولای سال ۱۹۲۶، فوتبالیست و مربی سابق و مشهور آرژانتینی-اسپانیایی ست که در یک خانواده ایتالیایی بدنیا آمد. وی به عنوان یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال، شناخته میشود. دی استفانو هم اکنون مدیر افتخاری تیم فوتبال رئال مادرید است. نوع مطلب : اسطوره های فوتبال، برچسب ها : جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : محمد
پنجشنبه 1 دی 1390 :: نویسنده : محمد
اصطلاح کلاسیکو (clásico) در سالهای اخیر رایج شده و در اصل برای مسابقههای مهم و تاریخی آمریکای جنوبی به کار میرود. این اسم به دلیل افزایش نفوذ فوتبال اسپانیایی در آن جا و همچنین تبلیغات جهانی مربوط به ال کلاسیکو، به وجود آمد. دلایل اختلافرقابت منطقهاییکی از دلایل اختلاف دو تیم رئال مادرید و بارسلونا، ریشه در مناطقی که دو تیم در آن هستند دارد؛ این دو منطقه با هم دشمنی دارند. رئالیها در منطقه کاستیا حضور دارند و تیم رقیب در منطقه کاتالونیا. در واقع رقابت این دو تیم فوتبالی، تا حد زیادی مسائل سیاسی بین کاستیاییها و کاتالانها را نشان میدهد و نویسندهای آن را جنگ داخلی اسپانیا نام گذاشتهاست.[پ ۱] ژنرال فرانکودر طول حکومت ریورا و بخصوص ژنرال فرانکو (۱۹۳۹-۱۹۷۵)، تمام مذاهب و گونههای مختلف زبان به جز مربوط به مردم کاستیا، نابود و سرکوب شدند.[پ ۲][۳] به همین دلیل بود که مردم کاتالان به تیمشان لقب «فراتر از یک باشگاه» را دادند.[پ ۳] در واقع مردم آن منطقه، تنها راه مقابله با فرانکو و بیان کردن مخالفتهای خود را، پیوستن به باشگاه بارسلونا میدانستند چون هم ریسک کمتری داشت و هم کاملاً قانونی بود.[پ ۴] البته در زمان فرانکو، بازیکنانی از هر دو تیم بودند که با حکومت فرانکو دچار مشکل شده بودند و زجرهای زیادی کشیدند. دی استفانودر دهه ۵۰، رقابت بین دوتیم رئال مادرید و بارسلونا بسیار بیشتر از قبل شد. جاییکه آلفردو دی استفانو ستاره آن روزهای فوتبال بود و هر دو باشگاه قصد خریدش را داشتند. پس از درگیری و تلاشهای فراوان، سرانجام دی استفانو به رئال ییوست[۴] که اتفاقا یکی از عوامل اصلی موفقیتهای تیم در آن زمان شد.[پ ۵] وی همچنین با زدن ۱۸ گل به بارسا، بهترین گلزن تاریخ الکلاسیکوها محسوب میشود[۵]. نوع مطلب : تاریخچه، برچسب ها : جمعه 6 آبان 1390 :: نویسنده : محمد
روزی که کارشناسان اجتماعی و سیاسی کشورها متوجه شدند که فوتبال مقبولیت بالا یی دارد، به فکر بهره برداری اقتصادی از آن افتادند. دولت ها به این نتیجه رسیدند که از بازیکنان مالیات بگیرند. بعد اسپانسرها به اهمیت اقتصادی فوتبال پی بردند. به این ترتیب پیرامون فوتبال، مشاغل و درآمدهای زیادی پدید آمد. فوتبال صنعت است چون داده، ستاده و ارزش افزوده دارد. ورودی و خروجی آن بر مبنای سیستم است. هر چیزی که فرایند تبدیل داشته باشد کلمه «صنعت» به آن اطلا ق می شود. داده یا ورودی فوتبال، بازیکن است و ستاده یا خروجی آن پول نام دارد که از راه نقل و انتقالا ت، تبلیغات و اسپانسر به دست می آید و ارزش افزوده یعنی به طور مثال تبدیل یک بازیکن مستعد آماتور به یک سوپر استار حرفه ای در باشگاه ثروتمند اروپایی. وجه بارز فوتبال در جهان امروز، پول سازی است; البته برای عده خاص. فوتبال یک تجارت تعریف شده است و کلیه موارد مربوط به صنعتی بودن در قالب آن انجام می پذیرد. با توجه به رد و بدل شدن پول های کلا ن در فوتبال می توان گفت: حرف اول و آخر را در فوتبال، پول می زند. اگر نام صنعت بر آن گذاشته اند به این دلیل است که نگرش اقتصادی به آن می شود. فوتبال، صنعت پیچیده و بالا یی را با خود یدک می کشد. از سوی دیگر مباحث اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی پیرامون این پدیده بی نظیر قابل تحلیل و بررسی در تمام لا یه های آن است. چیزی که به راحتی بعد از قهرمانی پرسپولیس در لیگ هفتم در این چند روز قابل لمس به نظر می رسد. فوتبال فاکتورهای خود را به جامعه تحمیل می کند و به سوی صنعت برتر پیش می رود; چون هیچ رشته ای مثل آن درآمدزا نیست و نمی تواند جذب مخاطب کند گردش مالی در حول و حوش فوتبال امروز جهان زیاد است. چون حساسیت این ورزش نسبت به سایر رشته ها در مرتبه بالا تری قرار دارد. صنعت فوتبال در کشورهای پیشرفته که لیگ های یکصد ساله دارند، از یک تفکر کاملا حرفه ای ناشی می شود. تاریخچه هنگامی که ملوانان و کارگران انگلیسی به دنبال توپ فوتبال می دویدند، هیچ گاه فکر نمی کردند که سال ها بعد میلیاردها دلا ر از گردش همین توپ در دنیا، جابه جا شود. آنها هیچ گاه فکر نمی کردند جانشینانشان بدون دغدغه میلیون ها دلا ر درآمد خواهند داشت. آنها کار می کردند و کار می کردند، بر روی عرشه، داخل معدن و کارخانجات. گاهی اوقات حتی نای دویدن نداشتند. کفش هایشان اغلب کهنه و مندرس بود. در طول سال هایی که فوتبال بازی می کردند، شاید یک پوند هم درآمد نداشتند. اما به جای آنها، صاحبان باشگاه ها حاضر نبودند فقط برای فوتبال هزینه کنند، در نگاه آنها فوتبال باید حداقل هزینه هایش را از راه درآمدهایش جبران می کرد. این آرزو برای آنها دور نبود. به زودی راه ورود پول به فوتبال هموار شد و اولین اسکناس ها وارد چرخه مالی باشگاه شدند. اولین راهی که به نظر مدیران باشگاه ها رسید بلیت فروشی بود. طی سال ها، درآمد باشگاه از محل فروش بلیت بازی ها تامین می شد. مردمی که تا چندی قبل به صورت تفریحی بازی ها را تماشا می کردند، حالا باید برای دیدن بازی تیم مورد علا قه شان پول می دادند و بلیت می خریدند. هر چند از بلیت فروشی چیزی عاید بازیکنان نمی شد اما این حداقل درآمدها، بخشی از معضلا ت مالی باشگاه ها را برطرف می کردند. این رویه تا دهه 20 میلا دی ادامه داشت. در سال 1920 دومین حامی مالی (اسپانسر) بعد از بلیت فروشی وارد فوتبال شد. در سال 1923 «لیلی واتینر» تولید کننده لباس و تجهیزات ورزشی حق و امتیاز اسپانسری بازی های FA کاپ یا لیگ برتر انگلیس را خرید. طی این سال ها بازیکنان نیز وارد عرصه درآمدزایی شدند. آن ها قراردادهایی را برای تبلیغ اقلا م مختلف منعقد کردند. تا اوایل دهه 60 میلا دی فوتبالیست ها برای امرارمعاش مجبور بودند کار کنند اما فینال جام جهانی 1966 آغاز یک حرکت جدی برای بحث اسپانسری در فوتبال بود. این مسابقه ها برای اولین بار در تاریخ برای سراسر دنیا پخش شد. سوپراستاری به نام جورج بست در آن روز بازی می کرد. 400 میلیون نفر برای اولین بار پخش تلویزیونی فوتبال را تماشا کردند. در سال 1964 که C.B.B برای اولین بار یک بازی فوتبال را پخش کرد تاثیر عجیبی بر روی فوتبال گذاشت. پخش تلویزیونی مسابقه ها باعث کاهش تماشاچی و افزایش دستمزد بازیکنان شد. در سال 1970 پدیده ای به نام مسابقه با نام اسپانسر ظهور کرد. به سال 1978 لیورپول اولین باشگاهی بود که نام اسپانسر را بر روی پیراهن تیم اش درج کرد. بعدها تبلیغ روی شورت ورزشی هم متداول شد. چند سال بعد حامی مالی تیم ملی انگلیس تبلیغ را بر روی ساک ورزشی و در ورزشگاه ملی انگلیس چاپ کرد و 5 میلیون پوند به فدراسیون فوتبال انگلیس پرداخت کرد. در اوایل دهه 90 میلا دی شبکه ماهواره ای BSKYB (مخصوص گزارش های فوتبال) با حضور چهره های مطرح فوتبال، تبلیغ تلویزیونی را پخش کرد. از این پس شرکت های تبلیغی برای بستن قرارداد با بازیکنان روی دست هم بلند شدند. در سال 1990 در پی وقایع لیگ بیسبال، آرسنال، اولین باشگاه فوتبالی لقب گرفت که نام باشگاه را در اختیار تبلیغات قرار داد. از این پس بود که پوشیدن پیراهن باشگاه مد شد. اسپانسر فوتبال باشگاه های فوتبال راه های محدودی برای کسب درآمد دارند. درآمدهای این باشگاه ها به طور کلی در سه محدوده روز مسابقات، اسپانسرها و پخش تلویزیونی جای می گیرد و اگر چه در سال های اخیر باشگاه ها راه های دیگری هم برای کسب درآمد بیابند (مثل برگزاری تورهای مسابقاتی در کشورهای دیگر و برگزاری کلا س های آموزشی و فروش حق نام خود برای محصولا ت مختلف) اما به هر حال منبع اصلی درآمد تیم ها در همان سه شیوه اصلی نهفته است. در این میان جذب اسپانسر روی پیراهن یک شیوه بسیار قدیمی و کاملا شناخته شده در دنیای اقتصاد فوتبال است. این جذب اسپانسر بیشتر در کشورهای انگلیس، اسپانیا، ایتالیا و آلمان همراه با درآمد بسیار زیادی برای باشگاه ها است به طوری که منچستر یونایتد از شرکت AIG مبلغ 20/9 میلیون یورو و بایرن مونیخ از شرکت تلفن همراه T-com مبلغ 20 میلیون یورو درآمد داشته اند. در جهان اسپانسرها، این که هر مارک تجاری چگونه عمل کند به همان اندازه اهمیت دارد که حرکات و عملکرد بکهام و رونالدینهو در میدان، جذابیت فوتبال می تواند هنوز هم افزایش یابد و فرصت های بیشتر برای اسپانسرها ایجاد کند. افزایش تعداد تماشاگران فوتبال فقط برای اسپانسرها خبر خوبی است که سخت می کوشند تا از بخشی از این جذابیت برای خود پول در بیاورند. سه دلیل عمده ای که اسپانسرها به مارک فوتبال علا قه نشان می دهند چنین است: 1- وفاداری تماشاچیان هوادار، آن ها به خوبی می دانند ارتباط با باشگاه موجب ارتباط با هوادار خواهد شد. 2- تداوم ارتباط و تاثیرگذاری: فوتبال و ورزش تاثیر غیرقابل انکاری بر روی جوان ها و تمام طبقات اجتماعی دارند. 3- سطح بازاریابی ورزش. نتیجه گیری و پیشنهادات به دلیل حساسیت بالا ی فوتبال، صنعتی عظیم پیرامون آن را گرفته است. درآمد ناشی از نقل و انتقالا ت، دریافت از اسپانسرها، حق پخش تلویزیونی و به دنبال آن، تبلیغات و آگهی هایی که رسانه ها می گیرند، همه این ها اجزای صنعتی است که بر گرد فوتبال و حساسیت هایش پدید آمده است. اگر می خواهیم یک لیگ حرفه ای داشته باشیم، پیش از آن باید به حاکم شدن تفکرات حرفه ای بر باشگاه ها فکر کنیم. باشگاه های دولتی با این نوع مدیریت - دولتی - نمی توانند مثل یک باشگاه حرفه ای اداره شوند. برای داشتن تفکر حرفه ای پیش از هر چیز باید به خصوصی سازی باشگاه ها بیندیشیم. یعنی اگر به دنبال باشگاه داری به معنای واقعی کلمه هستیم، باید در فوتبال بخش خصوصی وارد شود. دولت بخش اعظم پول و امکانات فوتبال را می دهد; در حالی که باید فوتبال به طرف خصوصی سازی واقعی برود. اگر کار به دست بخش خصوصی باشد، فوتبال درآمد زا می شود; چون بخش خصوصی برایش مهم است که وقتی هزینه می کند درآمد هم کسب نماید; اما وقتی دولت هزینه می کند، کمتر کسی دلش می سوزد و سعی می کند برای باشگاه درآمدزایی داشته باشد. دولت به جای این که هزینه کند، این پول ها را به عنوان وام در اختیار تیم ها قرار دهد تا آنها ساختار باشگاهی ایجاد کنند. فوتبال باید خودکفا باشد. خودش دربیاورد و خودش هزینه کند و تازه مالیات هم بدهد. یعنی برای دیگر بخش ها هم مفید باشد. این وضعیت فقط با درآمدزایی حل می شود و البته مدیرانی که مصرف بهینه درآمدها را بلدند. جذب اسپانسر قوی برای تیم ها بخش اعظمی از درآمدزایی باشگاه ها را پوشش می دهد. اما نبود قانون جدی کپی رایت به طور کل صنعت فوتبال را در ایران با چالش روبه رو کرده است. تیم های ایرانی هرگز نمی توانند پیراهن خود را به فروش برسانند، چرا که شرکت های تولیدی مختلفی به تولید پیراهن این تیم ها اقدام و به طور غیرقانونی به بازار عرضه می کنند. از سوی دیگر اگر پول حاصل از حضور تماشاچیان کاملا به باشگاه ها برسد، تا حدودی مشکل برخی باشگاه های پرطرفدار حل می شود. برای رسیدن به این هدف، باشگاه ها خود باید زمین اختصاصی داشته باشند. داشتن زمین اختصاصی هزینه بسیار بالا یی را در بردارد که یک باشگاه فقط می تواند آن را از طریق اسپانسر تامین کند. یعنی استادیوم بسازد که این کار مستلزم قرار دادن زمین های رایگان یا ارزان قیمت در اختیار تیم ها است. با این وصف، باشگاه های بزرگ ناتوان در جذب اسپانسر به سختی می توانند برای خود ورزشگاه اختصاصی بسازند و مدت ها طول می کشد تا یک لیگ حرفه ای با مفاهیم حرفه ای داشته باشیم.
نوع مطلب : برچسب ها :
زندگینامه و آغاز فوتبال علی پروین در روز سوم مهر ۱۳۲۵ در تهران، محله بازار، کوچه غریبان به دنیا آمد.او پنجمین فرزند یک خانواده پرجمعیت ده نفره است . تولد پروین تقریباً مصادف با تاسیس باشگاه مردمی و سازنده شاهین بود.علاقه پروین به فوتبال از همان سالهای کودکی شکل گرفت . در همان سالها خانواده اش به محله دولاب ( خیابان عارف) نقل مکان کردند. این جابجایی در افزایش علاقه او به فوتبال تاثیر بسزایی داشت زیرا محله دولاب به خاطر داشتن زمینهای خاکی فراوان مثل زمین نادر، زمین منبع، زمین عارف و ... مورد توجه علاقه مندان به فوتبال بود . وی در مهرماه ۱۳۳۲ وارد دبستان شد و از مدرسه توحید، تحصیل را آغاز کرد ولی علاقه شدید او به فوتبال مانع پیشرفت او در زمینه درسی شد. پروین فوتبال را به طور جدی از دوازده سالگی و از زمین عارف واقع در خیابان ۱۷ شهریور و محلات شیوا و غیاثی آغاز کرد . اولین تیمی که او به عضویت آن درآمد تیم عارف بود که با همت و تلاش جعفر بیگی تاسیس شده بود. پروین در این سالها شاهد درخشش فوتبالیستهای ایرانی مانند کوزه کنانی، پرویز دهداری، بیوک جدیکار، مسعود برومند و... در عرصه بازیهای داخلی و خارجی بود و همیشه بازیهای دو تیم پرطرفدار شاهین و تاج را پیگیری می کرد. روز پنجم خرداد ۱۳۳۷ برای این نوجوان فوتبال دوست یک روز تلخ و فراموش نشدنی است زیرا تیم ملی فوتبال ایران در بازیهای آسیایی ۱۹۶۴ توکیو با ۴ گل به تیم اسرائیل باخت. نوع مطلب : برچسب ها : محمدعلی کریمی پاشاکی (زادهٔ ۱۷ آبان ۱۳۵۷ در کرج) فوتبالیست سرشناس ایرانی است. او هماکنون عضو باشگاه شالکه ۰۴آلمان است. او سابقهٔ بازی در تیمهای فتح تهران، پرسپولیس تهران، الاهلی امارات، بایرن مونیخ و القطر را دارد. آخرین باشگاه او استیل آذین تهران است که در ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ به دلیل آنچه که «تمکین نکردن در اجرای مقررات و حرمتشکنی و تظاهر به روزهخواری» اعلام شد، از آن اخراج شد. البته یک هفته بعد در ( ۲ شهریور ۱۳۸۹)این حکم لغو شد و کمیته انضباطی باشگاه استیل آذین وی را به جرم رفتار خلاف شئون با جریمه ۴۰ میلیون تومانی و دو جلسه محرومیت از همراهی تیم محکوم کرد . علی کریمی از ( ۳ شهریور ۱۳۸۹) تمرینات خود را با تیم استیل آذین از سر گرفت.
کریمی از سال ۱۳۷۷ سابقهٔ بازی در تیم ملی فوتبال ایران را دارد و با ۱۱۲ بازی ملی و ۳۶ گل ملی دومین بازیکن ایرانی از نظر تعداد بازی ملی و سومین گلزن برتر تاریخ فوتبال ایران است. او در سال ۲۰۰۴ جایزهٔ بهترین بازیکن سال فوتبال آسیا را کسب کرد.
فوتبال ملیکریمی اولین بازی ملی خود را در سال ۱۳۷۷ برابر تیم ملی کویت انجام داد[۲] و در همان سال قهرمانی بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک را به همراه تیم ملی جشن گرفت و یکی از ۲ گل ایران در بازی فینال را مقابل کویت به ثمر رساند. او در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ نیز از کلیدیترین بازیکنان تیم ملی ایران بود. علی کریمی در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ با زدن ۵ گل آقای گل مشترک مسابقات شد. ایران در این مسابقات پس از ژاپن و چین سوم شد و هتتریک علی کریمی در بازی با کره جنوبی در یکچهارمنهایی نقش مهمی در این موفقیت ایران داشت. او در همان سال بهترین بازیکن سال فوتبال آسیا شناخته شد و قهرمانی بازیهای غرب آسیا را نیز به همراه تیم ملی کسب کرد. کریمی در جام جهانی ۲۰۰۶ نمایش ضعیفی داشت که به مصدومیت طولانیمدت او مربوط میشد. در سال ۲۰۰۸ در پی انتقاداتی شدید از فدراسیون فوتبال ایران از تیم ملی محروم شد. چندی بعد با مداخله محمود احمدینژاد و سید حسن خمینی دوباره به تیم ملی بازگشت.[۳] در اکتبر ۲۰۰۸ در حالی که علی دایی او را به تیم ملی دعوت کرده بود، کنارهگیری خود را از فوتبال ملی اعلام کرد. علی دایی اعلام کرد که کریمی دیگر به تیم ملی دعوت نخواهد کرد و اینچنین هم شد. کریمی با برکناری دایی مجدداً برای حضور در تیم ملی افشین قطبی اعلام آمادگی کرد و به تیم دعوت شد. او تک گل ایران در مقابل امارات در بازی برگشت مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ را به ثمر رساند و امیدهای ایران را برای صعود زنده نگاه داشت. در آخرین بازی مقابل کره جنوبی او و چند بازیکن دیگر با بستن مچبندهای سبز همبستگی خود را با معترضان به انتخابات ریاست جمهوری نشان دادند. پس از آن اخباری در مورد محرومیت یا خداحافظی این بازیکنان منتشر شد که فدراسیون فوتبال ایران در پاسخ به پرسش فیفا در این مورد اعلام کرد تصمیمی بر علیه این بازیکنان اتخاذ نشدهاست. کریمی در اسفند ۸۸ بار دیگر از سوی افشین قطبی به تیم ملی دعوت شد و در بازی مقابل تایلند حاضر شد. فوتبال باشگاهیبایرن مونیخعلی کریمی روز ۳ می سال ۲۰۰۵ بنا به گزارش وبگاه رسمی باشگاه بایرن مونیخ به این تیم آلمانی پیوست. او پس از علی دایی و وحید هاشمیان سومین بازیکنی بود که در این باشگاه معتبر مشهور به هالیوود بازی میکرد. در ابتدا بسیاری معتقد بودند که انتقال کریمی برای این باشگاه تنها جنبه اقتصادی دارد، اما بازیهای خوب این بازیکن مانع این انتقادات شد. علی کریمی خیلی زود توانست در جمع نامداران این باشگاه نظیر میشاییل بالاک، سباستین دایسلر، مارتین دمیکلیس، مهمت شول و زی روبرتو برای خود جایگاهی ثابت دست و پا کند، به طوری که برخی از این بازیکنان نیمکتنشین شدند. طبق یکی از بندهای قرارداد کریمی و بایرن مونیخ، پس از ۲۵ بازی این قرارداد به طور خودکار تمدید میشد. در بازی با هامبورگ این اتفاق افتاد، اما در همین بازی وی متأسفانه مصدوم شد، به طوری که نتوانست در بازیهای جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در اندازههای واقعی خود ظاهر شود. کریمی همچنین از جمله بازیکنان ایرانی محسوب میشود که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کردهاست و در مقابل سالزبورگ اتریش یک گل به ثمر رساند. القطرعلی کریمی بعد از عدم درخشش در بایرن مونیخ به قطر رفت و برای تیم القطر بازی کرد اما بازیهای او مورد توجه کسی قرار نگرفت و وقتی او را به تیم نه چندان قوی السیلیه فرستادند او خواستار جدایی از تیم شد و به پرسپولیس بازگشت. استیل آذینعلی کریمی در سال ۱۳۸۸ به سبب عدم تمایل مدیران باشگاه پرسپولیس برای تمدید قرارداد با وی، این باشگاه را ترک کرد و به استیل آذین پیوست. در فصل ۸۷-۸۸ لیگ برتر علی کریمی ۱۴ گل به ثمر رساند و با دریافت ۹ کارت زرد و ۳ کارت قرمز خشنترین بازیکن لیگ نهم شناخته شد.[۴][۵] او در حاشیه بازی استیل آذین در برابر تراکتورسازی مشکلاتی حاشیه ای با هواداران حریف پیدا کرد [۶] و در نهایت از هواداران این تیم عذرخواهی کرد.[۷] با این وجود اخراج او در دقیقه پایانی بازی با سایپا را برخی ترفندی برای حضور نداشتن در بازی برگشت مقابل تراکتورسازی در تبریز دانستند، او که در نیمه اول دو گل به سایپا زده بود درست در آخرین ثانیه بازی درحالی که یار سایپا روی او خطا کرده بود، به مجید ایوبی حملهور شد تا از زمین بازی اخراج و از بازی بعد محروم شود.[۸]. در ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ باشگاه استیل آذین در اطلاعیهای اعلام کرد علی کریمی به دلیل «تمکین ندن در اجرای مقررات و حرمتشکنی و تظاهر به روزهخواری ...عدم رعایت شعائر اسلامی و توهین به مسئولان فدراسیون فوتبال و مقررات» از باشگاه اخراج میشود. این در حالی بود که او شب قبل از اخراج انتقادات شدیدی را علیه رئیس باشگاه، مصطفی آجرلو، مطرح کرده بود. خود کریمی نیز که در ۲ بازی آخر تیمش به دلیل نبود مدافع در تیم به پست دفاع آخر منتقل شده بود، اخراج خود را مربوط به مصاحبه روز قبل خود دانست.[۹][۱۰] اخراج کریمی بازتاب گستردهای در رسانهها داشت و واکنشهای مثبت و منفی فراوانی را برانگیخت. هیئت مدیره باشگاه در جلسهای فوقالعاده از این تصمیم پشتیبانی و از مدیرعامل باشگاه قدردانی کرد. صداوسیما و رسانههای نزدیک به دولت مانند خبرگزاری فارس به انتقاد شدید از کریمی و حمایت از این تصمیم برخاستند. معاون حقوقی باشگاه استیل آذین هم در دفاع از این تصمیم به قانون مجازات اسلامی استناد کرد که افرادی که انظار عمومی «فعل حرام» انجام دهند را مستحق ۱۰ روز تا دو ماه حبس یا تحمل ۷۴ ضربه شلاق دانسته است. اما هیچیک از چهرههای فوتبالی ایران با این تصمیم موافقت نکردند. مهرزاد معدنچی همبازی کریمی مدعی شد که در روز بازی با استقلال (روز قبل از اخراج کریمی) تمام بازیکنان تیم در رستوران ناهار خورده بودند و در مجموع ۹۵٪ فوتبالیستها روزه نمیگیرند. محمد غلامی دیگر بازیکن استیل آذین نیز اظهارات معدنچی را تأیید کرد. مهدی مهدویکیا و حمید نشاطجو دیگر بازیکنان استیل آذین بودند که از کریمی حمایت کردند. وبگاه رسمی کنفدراسیون فوتبال آسیا هم به نقل از لوبیسا تمباکوویچ سرمربی استیل آذین نوشت: «این چیزها برای من کاملا جدید است و من تا به حال شاهد چنین اتفاقاتی نبودهام.» از چهرههای مهم فوتبالی ایران، علی دایی که همواره اختلافات زیادی با کریمی داشته به سایت ورزشی «گل» گفت که «در حق کریمی ظلم شده است.» محمد دادکان، رئیس پیشین فدراسیون فوتبال ایران به خبرگزاری ایسنا گفت: «عیسی به دین خود و موسی به دین خود. آقایان در خفا هزاران مشکل دارند و وقتی کسی در ظاهر اشتباهی میکند میخواهند آبروی او را ببرند.» حمید استیلی سرمربی فصل قبل استیل آذین هم حمایت خود را از کریمی اعلام و بابک معصومی، کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران به خبرگزاری ایپنا گفت: «مردم باید بدانند زمانی که من به خاطر سرطان در بستر بیماری بودم و پزشکان از من قطع امید کرده بودند، شخص کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینههای بیمارستان مرا پرداخت کرد.» صفحهٔ حمایت از علی کریمی در فیسبوک هم تشکیل و در مدتی کمتر از ۳ روز دهها هزار عضو گرفت. کمپین حمایت از کریمی نیز بلافاصله پس از شکلگیری، متنی را درباره اقدام باشگاه استیل آذین، به زبان انگلیسی تنظیم کرد و از اعضایش خواست آن را به فیفا ارسال کنند. بسیاری از حامیان کریمی، معتقد بودند که دلیل اخراج کریمی «روزهخواری» نیست و این اتفاق، صرفاً به خاطر انتقادات او از مدیرعامل باشگاه استیل آذین رخ داده است. این اخراج در حالی بود که کریمی هنگام حضورش در بوندسلیگا، با اعلام قبلی به فلیکس ماگات سرمربی وقت بایرن مونیخ و موافقت او، با زبان روزه در تمرینات تیمش حاضر میشد. اخراج به خاطر روزهخواری نه تنها در ساختار انضباطی فیفا جایی ندارد بلکه در فوتبال ایران هم برای نخستین بار رخ میداد و حتی در کشورهای اسلامی دیگر نیز سابقه نداشتهاست.[۱۱][۱۲] کریمی پس از ۱۰ روز غیبت از تمرینات استیل آذین، در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۸۹ به تمرینات بازگشت.[۱۳] شالکه آلمانعلی کریمی با عقد قرارداد ۵ ماهه به شالکه ۰۴ آلمان پیوست. و با شماره ۱۰ وارد میدان مسابقه میشود[۱۴] افتخاراتباشگاهی
تیم ملی
فردی
نوع مطلب : بازیکنان، برچسب ها : موضوعات پیوندهای روزانه صفحات جانبی آمار وبلاگ
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||